مرتضى مطهرى
262
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و همين توهّم كه هر كس به تصورات بديهى اولى قائل است پس مىبايست آن تصورات را فطرى و ذاتى عقل بداند موجب شده است كه دانشمندان دربارهء ارسطو متحير بمانند ، بعضى او را حسى و بعضى عقلى بدانند و بعضى ديگر او را متهم به تذبذب كنند زيرا ديدهاند ارسطو يك جا به مخالفت افلاطون برخاسته و حس را مقدم بر عقل ، و ادراكات جزئى را مقدم بر ادراكات كلى شمرده و يك جا در منطق خويش از بديهيات اوليهء عقليه سخن رانده ، و نتوانستهاند درك كنند كه بين اين دو سخن منافاتى نيست . هر چند از ارسطو چيزى كه مقصود حقيقى او را بيان كند نقل نشده ولى ممكن است كه با روشى كه دانشمندان اسلامى پيش گرفتهاند نظريهء ارسطو را توجيه كرد . ( 3 ) . براى آنكه ذهن خوانندهء محترم از يك اشتباه لفظى مصون بماند ناچاريم توضيح زير را بدهيم : واژه « ادراكات فطرى » در اصطلاحات فلسفى در موارد مختلفى استعمال مىشود : الف . ادراكاتى كه همهء اذهان در آنها يكسان هستند يعنى همهء اذهان واجد آنها هستند و همهء اذهان مانند يكديگر آنها را واجدند و نه از جهت واجد بودن و واجد نبودن و نه از جهت كيفيت واجد بودن آنها در ميان اذهان اختلافى نيست ، از قبيل اعتقاد به وجود دنياى خارج ، كه حتى سوفسطائى نيز در حاقّ ذهن خود نمىتواند منكر آن باشد . ما در مقالهء 2 كلمهء « فطرى » را به اين معنا استعمال كرديم ( رجوع شود به پاورقى صفحهء 82 ) . اين سنخ ادراكات تصورى و تصديقى را مىتوان « ادراكات عمومى » ناميد . ب . ادراكاتى كه بالقوه در ذهن همه كس موجود است هر چند بالفعل در ذهن بعضى موجود نيست يا خلاف آن موجود است ، از قبيل معلوماتى كه با علم حضورى براى « نفس » معلوم هستند ولى هنوز به علم حصولى معلوم نشدهاند . به عقيدهء صدر المتألهين فطرى بودن معرفت به ذات حق از اين قبيل است . ج . در باب برهان منطق به قضايايى كه برهانشان همواره همراه آنهاست و هيچوقت در نفس ، حضور آن قضايا از حضور براهين و قياسات آنها منفك نيست « فطريات » مىگويند ( قضايا قياساتها معها ) . د . ادراكات و تصوراتى كه خاصيت ذاتى عقل است و هيچ گونه استنادى به غير